رمان عاشقانه

دانلود رمان تاو نهان

در خدمت شما هستیم با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان تاو نهان  ” امیدواریم مورد پسند قرار گیرد همراه رمان ایکس باشید

دانلود رمان تاو نهان

قسمتی از رمان »

حوله را برداشتم تنم کردم، کمربندش را محکم بستم از حمام بیرون آمدم، قهوه روی میز آماده بود، سمتش رفتم انگشتم را رویش تکان دادم با احساس گرمایش با رضایت عقب رفتم،
سمت آینه چرخیدم، دستانم را درون موهای خیسم فرو کردم، جلوتر رفتم به چشمان قرمز شده ام به خاطر آب حمام نگاه کردم، نیش خندم باعث شد لبم کج شود، قرار نبود با این خانواده روبه رو شوم اما با اصرار مامان کتی قبول کردم که پا تو اون مهمونی بذارم اما قرار نبود مثل همیشه بهشون خوش بگذره.

چرخیدم سمت کلوزت( اتاقک لباس) رفتم، در کمد را باز کردم، کت شلوار طوسی را بیرون آوردم، پیراهن سفیدی انتخاب کردم، در کشوی ساعت ها را باز کردم از بینشان ساعتی انتخاب کردم، بیرون آوردم، کفشهایم را هم انتخاب کردم و همان جا لباس ها را تنم کردم، کت را دستم گرفتم و به اتاق برگشتم، کت را روی تخت انداختم، فنجان قهوه را برداشتم کمی از آن را خوردم.


این رمان انلاین میباشد لذا جهت حمایت از نویسنده و مشاهده وارد کانال تلگرامی آن شوید:

مشاهده رمان تاو نهان


رمان های مشابه »

جگوار

غرقاب

بهار رسوایی

معجزه دریا

صیغه خان

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا