تمام موضوعات

دانلود رمان شروق

در این قسمت از سایت رمان ایکس با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان شروق ” در خدمت شما هستیم. امیدواریم این رمان مورد پسند همراهان عزیز قرار بگیرد.

دانلود رمان شروق

قسمتی از رمان »

دستم که به سمت زنگ می رفت رو پس کشیدم، نمی دونستم تا چقدر روی این تصمیم مصمم هستم، به خودم نگاه کردم. چقدر این کار می تونه دلمو خنک کنه؟نفسی کشیدم و یاد حرفش افتادم، اون لحظه ی ستم آلود که با پوزخند گفت:
-شروق،تو هیچی نیستی انقدر خودتو بالا نگیر، کی تورو آدم حساب می کنه؟ تو انقدر ریزی که سخت به چشمِ عموم میای.
اون لحظه از درون فرو پاشیدم اما با ته مونده ی صلابت اکتسابیم که اون همه اشو ازم گرفته بود گفتم:
-باهات کاری می کنم که سرتو هرجا بگردونی منو ببین، از من بشنوی،مغزتو جوری مختل میکنم که به کار امروزت لعنت بفرستی، اون وقت می بینی من با ریز بودنم می تونم بدرخشم، درست مثل یه الماس که ریزه اما درخش و ارزشش اونو قیمتی کرده.

مشتمو جمع کردم و نفسمو از سینه ام خارج کردم. شروق تو نباید بِبازی! نباید ضعف هات مانع تو بشن،من قبل از اینکه این همه راهو بیام با خودم اتمام حجت کردم، با خودم کنار اومدم، می دونم با خودم چند چندم،باید از نو شروع کنم، دیگه وقتی برای دو دوتا چهارتا کردن ندارم، شروق تو تصمیم گرفتی که الان اینجایی!
خودمو به زور کش دادم و دستمو به زنگ تکی خونه ویلایی که توی بالاترین نقطه ی کوهستان استان گلستان بود رسوندم. صدای زنگ سلول های مغزمو تکون داد، شایدم قلبم هنوز آمادگی نداشت!آماده اینکه به زندگی برگردم اما مجبورم چون من یه تکیه گاهم ، نفسمو دوباره به بیرون فرستادم، من همیشه در برابر احساساتم استوار بودم…


این رمان انلاین میباشد لذا جهت حمایت از نویسنده و مشاهده وارد کانال تلگرامی آن شوید:

مشاهده رمان شروق


رمان های مشابه »

ترنج

ستاره قطبی

دزد بوسه

 اولین ایستگاه زندگی

روشنایی قلبم

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا