رمان عاشقانه

دانلود رمان اغواگر

در این قسمت از سایت رمانیکس با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان اغواگر” در خدمت شما هستیم. امیدواریم این رمان مورد پسند همراهان رمان ایکس قرار بگیرد.

دانلود رمان اغواگر

قسمتی از رمان »

بهار دختری زیبا و شیطون که سلیقه خاص خودش رو داره! که تو خونه شوهر مادرش که تازه فوت شده زندگی میکنه..بچه های اون مرحوم طالب انحصار وراثت هستن و اونا مجبور به ترک خونه میشن در صورتی که پول کافی برای اجاره ندارن..در همین کشمکش ها به طور اتفاقی بهرام که مردی 33 ساله متدین و مذهبی که چند سال پیش همسایه خانواده بهار بوده رو میبینن و بهرام اونا رو به… بهرام مردی جذاب! جدی، سر به زیر اصن اقا ازون لعنتیای دلبر ولی غیرتی . بهرام میتونه جلو بهاری که زیباییش زبانزده و شیطووون دووم بیاره! اونم وقتیکه….!

بخشی از پارت های میانی رمان:

_ آخه.. زشت نباشه به این زودی؟
تازه فردا میشه دومین باری که همو می‌بینیم

_ نه عزیزم.. تو بسپارش به من، خیالت راحت

_ باشه

_ خب بهار جان فعلا کاری نداری؟

_ نه عزیزم، بای

_ فقط فردا حسابی بساز خودتو!

_ واسه چی؟

_ اگه بشه بریم شرکت.. قرارداد بنویسیم!

_ باشه، بعد قرارداد یه سر بریم تيمارستان حتما به دردشون میخوری!

_ اوکی، بای!

گوشی رو به شارژر میزنم
لیوان چای رو برمیدارم و جلوی آینه وایمیستم… با گیریم بهتر شده ولی باز پیداست.. الان چیزی که برام مهمه اینه :

یعنی معلوم نیست جای مکیدنه؟!

اگه معلوم نیست چرا خاله مشکوک نگاه می‌کرد؟
چرا گفت از اتاق خیلی بیرون نرم؟

خدایا گیج شدم…..


این رمان انلاین میباشد لذا جهت حمایت از نویسنده و مشاهده وارد کانال تلگرامی آن شوید:

مشاهده رمان اغواگر


رمان های مشابه »

ستاره قطبی

دزد بوسه

ترنج

غرقاب

عروس خان

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا